
|
شطحيات عموقاسم | |
|
2 امروز پاياننامهم رو به دکتر تحويل دادم و نمرم رو ازش گرفتم. 19 بهم داد. ا...ی بد نيست. به هر حال من بايد اين ترم تموم میکردم. بعضی از بچهها يه جورايی به قضيه نگاه میکنن، ولی برام مهم نيست. من بايد ترم 8 رو توی خونه باشم و عرفان رو برای کنکور برسونم، حالا بچهها میخوان هرچی بگن. بگن که من میخواستم کلاس بذارم براشون که 7 ترمه توی فنی توم کردم يا ... امروز الی رو هم ديدم. يه نسخه از پاياننامهم رو که قبلنا قول داده بودم که بهش بدم رو بهش دادم. خوشحال شد، ولی وانمود کرد که ... ازش خواستم که فونت «باسم» رو که من توی پرزنيشن پاياننامهم ازش استفاده کردم رو بهم بده، هر چند گفت مياره، ولی چشمم آب نمیخوره که بياره، دختره پاک زده به سرش. اصلاً معلوم نيست که چشه. دلم براش میسوزه. هی يه جوری میخواد با مسائل برخورد کنه که ... ديگه زياد برام مهم نيست، من الی خودم رو برای هميشه واسه خودم نگه میدارم ... امروز بچههای 79ی گفتن که سومين کنفرانس مکانيک توی بابل برگزار ميشه، منم هوايي شدم که برم. با وجود اينکه اين ترم رو بايد بشينم برای کنکور بخونم ولی بدم نمياد که يه سری به بچههای بابلسر بزنم. آخه خوابگاه کنفرانس توی بابلسره.2-3 ساعت ديگه حرکته و من هم که سه هفته قبل رو شيراز، دو هفته قبل رو کنگره شعر جوان تهران(دورادور)، و هفته قبل رو کنگره شعر دانشجويان کشور که توی الزهرا برگزار میشد، بودم، باز هم میخوام که برم بابلسر به ياد روزای خوبی که با الی توی بابلسر داشتيم ... الهی به اميد تو عموقاسم، ،
بنال بلبل
اگر با منت سر زاريست:
0
بلبل ناليده!
| |
|
| منوی اصلی |
| وضعيت Messenger |
| لينکستان عمو |
| لوگو |
| بازديدکنندگان |
| پستهاي قبلي عمو |
| دفترچه يادبود عمو |
|
|
0 نظر داده شده:
شما هم نظر بدين
برگشت به صفحه اصلي